چرا عربستان میان پاکستان و طالبان ورود کرد؟
محمد فرهاد جلال
پاکستان و طالبان، پس از سه دور شکست مذاکرات در دوحه و آنکارا، دور چهارم مذاکرات خود را در ریاض آغاز کردند؛ اما این بار نیز گفتوگوها بدون نتیجه به پایان رسید. عربستان سعودی، یکی از کشورهایی است که نقش کلیدی در سیاست افغانستان ایفا کرده است. در دوران رویارویی ایالات متحده امریکا با اتحاد جماهیر شوروی، عربستان و پاکستان از متحدان اصلی واشنگتن در منطقه و امور افغانستان بودند. عربستان نقش مهمی در تأمین مالی و تجهیز نیروهای مجاهدین – که علیه نیروهای شوروی میجنگیدند – ایفا میکرد. پس از آن، در به قدرت رسیدن طالبان (دوره نخست) نیز نقش کلیدی داشت و این گروه را بهرسمیت شناخت. در دو دهه حضور امریکا در افغانستان، دخالت عربستان در امور این کشور محدود به ارسال کمکهای بشردوستانه شد. با آغاز مذاکرات مستقیم امریکا و طالبان در قطر – که رقیب عربستان محسوب میشود – ریاض رویکرد محتاطانهای در قبال افغانستان اتخاذ کرد.
پس از شکست سه دور مذاکرات طالبان و پاکستان در دوحه و آنکارا، عربستان تصمیم گرفت نقش میانجی را میان این دو ایفا کند. هرچند رییس جمهور ترکیه متعاقباً از اعزام هیئت بلندپایهای به اسلامآباد برای احیای این روند خبر داد، اما این سفر تا کنون محقق نشده است. عربستان، به دلیل روابط استراتژیک با پاکستان و رقابتهای پنهان با قطر، برای جلوگیری از درگیری میان پاکستان و طالبان وارد میدان شد. ورود ریاض در نقش میانجی میتواند دو دلیل اصلی داشته باشد:
اول: توافقنامه امنیتی پاکستان و عربستان
ریاض با نگرانی و قرار گرفتن در دوراهی، به میانجیگری میان پاکستان و طالبان ورود کرد. بر اساس پیمان امنیتی امضاشده میان عربستان و پاکستان، دو کشور به «امنیت جمعی» متعهد شدهاند. این توافقنامه عربستان را موظف میکند تا در برابر هر تجاوز خارجی به پاکستان، از این کشور دفاع کند. بر اساس مفاد آن، حمله به یکی از دو کشور، حمله به دیگری تلقی میشود. با این حال، اگر درگیری گستردهای میان پاکستان و طالبان رخ دهد، عربستان ناگزیر از حمایت از پاکستان خواهد بود – امری که ریاض تمایلی به آن ندارد. بنابراین، پس از شکست مذاکرات در دوحه و آنکارا، عربستان دست به کار شد و خواست تنش میان پاکستان و طالبان را از طریق دیپلماسی حل و فصل کند. بیانیه وزارت خارجه عربستان صراحتاً بیان میکند که تلاشهای ریاض برای حل این تنش ادامه خواهد یافت. در کنار این، روابط عربستان با ایالات متحده وارد مراحل جدیدی شده و ریاض میکوشد تا بار دیگر به متحد استراتژیک امریکا در منطقه و امور افغانستان تبدیل شود.
قسمتی از مقالهای در روزنامه The Diplomat (منتشرشده در ۴ دسامبر ۲۰۲۵) وانمود میکند که سومین تلاش متوالی دولتهای مسلمان تأثیرگذار – مانند ترکیه و قطر، و اکنون عربستان سعودی – برای جلوگیری از وخامت روابط میان پاکستان و افغانستان بوده است. در حالی که ایران نیز در هفتههای اخیر علاقهمندی به تعامل با طرفین برای یافتن راه حل نشان داده است. ظاهراً پایتختهای خلیج فارس، به ویژه ریاض، مشتاقاند تا به جای شاهد بودن درگیری پاکستان در یک بحران طولانی در مرز شمالغربیاش، بر گسترش نقش امنیتی و دیپلماتیک این کشور در جهان گستردهتر کشورهای مسلمان تمرکز کنند.
دوم: تنش پاکستان و طالبان و شدت رقابت قطر و عربستان
عربستان، در حالی که پیوندهای عمیق و استراتژیک با پاکستان برقرار کرده، و طالبان – که در وضعیت «دفاکتو» قرار دارند – شانس کمتری برای بستن پیمانهای استراتژیک با بازیگران همسو، به ویژه قطر (که در روزهای دشوار کنار طالبان بود) دارند. حضور گسترده قطر در امور افغانستان و نزدیکیاش با طالبان، عربستان را به حاشیه رانده بود؛ اما ریاض با میانجیگری فعال میان پاکستان و طالبان، میخواهد نقش خود را در امور افغانستان تثبیت کند و قطر را به حاشیه براند. البته افغانستان هدف نهایی قطر نیست؛ قطر با نقش کلیدی در مذاکرات طالبان و امریکا، توانست جایگاه خود را در خاور میانه به عنوان بازیگری مهم برجسته سازد. با این حال، عربستان نیز اهداف کلانی در قبال افغانستان دارد. ریاض با این میانجیگری به ردیف ناکامیهای آنکارا و دوحه پیوست. شکست این مذاکرات – چه به دلیل نفوذ قطر بر طالبان یا حمایت امریکا از قطر – میتواند رقابت میان قطر و عربستان را تشدید کند، تنش میان پاکستان و طالبان را به مراحل جدیدی بکشاند و بازیگران نوینی را به میدان بیاورد.
در تحلیلی مرتبط از وبسایت Centre for Research and Security Studies (منتشرشده در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵)، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، با انتقاد از تلاشهای اخیر تعامل با طالبان، به سفرهای رسمی به کابل اشاره کرده و گفته است که این سفرها فقط اهرم قدرتنمایی کابل را افزایش دادهاند. او دولت پیشین پاکستان را مقصر تعامل با طالبان دانسته و تأثیر نفوذ هند در پیشرفتهای منطقهای – از جمله فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان (TTP) – را انکارناپذیر توصیف کرده است. در همین حال، کابل ضمن تأکید بر اهمیت روابط با بازیگران منطقهای از جمله هند، این اتهامات را رد کرده و میگوید نه از فعالیتهای تروریستی علیه پاکستان حمایت میکند و نه آن را تحمل.
شکاف میان پاکستان و طالبان در ماههای اخیر ریشه در اتهامات اسلامآباد مبنی بر فعالیت TTP در خاک افغانستان و حمایت طالبان از حملات فرامرزی به پاکستان دارد. اسلامآباد مکرراً طالبان را به فراهم کردن پناهگاه امن برای این گروه متهم کرده است. تنشهای جاری نه تنها روند تجارت دوجانبه را مختل کرده، بلکه حداقل پنج گذرگاه مرزی کلیدی را بسته و وضعیت تجارت، رفتوآمد غیرنظامیان و پناهندهگان افغان مقیم پاکستان را تحت تأثیر قرار داده است. پیشنهاد میانجیگری عربستان سعودی، نشاندهنده تعامل قدرتهای منطقهای برای جلوگیری از وخامت بیشتر روابط است. برخی تحلیلگران معتقدند این حرکت ریاض، علاقه گستردهتر آن به حفظ ثبات منطقهای و افزایش نقش دیپلماتیک در آسیای جنوبی را منعکس میکند. قابل یادآوری است که نشست ریاض تنها چند هفته پس از ناکامی تلاشهای جداگانه با میانجیگری ترکیه – قطر برگزار شد. ابتکار قبلی – که ماه گذشته انجام شد – حداقل یک آتشبس شکننده در مرزها تأمین کرد، اما این آتشبس به سرعت شکست؛ سخنگوی وزارت خارجه پاکستان توضیح داد که آن «مشروط به توقف قابل تأیید فعالیتهای تروریستی» بود.