طالبان، روسیه و آینده روابط با امریکا

June 19th 2026



محمد فرهاد جلال

فروپاشی نظام جمهوریت و خروج کامل نیروهای نظامی امریکایی در سال ۲۰۲۱ میلادی، باعث شد تا روابط و آرایش‌های جدید منطقه‌ای و بین‌المللی شکل گیرد. در این میان، روابط روسیه و طالبان از مهم‌ترین رویدادهایی است که توجه بازیگران منطقه‌ای و جهانی را به خود جلب کرده است. روابط روسیه و طالبان از حدود یک دهه پیش، زمانی که نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان حضور داشتند، آغاز شد و تا اکنون گسترش یافته است. روسیه چندین بار از نشست‌هایی که طالبان در آن اشتراک داشتند، میزبانی کرده است. همچنان پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان، روسیه نخستین کشوری است که رژیم طالبان را به رسمیت شناخته است. هرچند روابط میان دو طرف هنوز به سطح یک اتحاد رسمی و راهبردی نرسیده است؛ اما افزایش همکاری‌های امنیتی، تعاملات سیاسی و اقتصادی نشان می‌دهد که مسکو و طالبان در پی تعریف چارچوب جدیدی از همکاری‌ها هستند؛ همکاری‌هایی که تنها به معادلات داخلی بسنده نمی‌کند، بلکه بر روابط طالبان با امریکا و توازن قدرت در منطقه نیز تاثیرگذار خواهد بود.

با توجه به این‌که ایالات متحده امریکا از طالبان مطالبات مشابهی در زمینه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم دارد و رژیم حاکم در کابل را اهرمی برای جلوگیری از حملات احتمالی علیه منافع غرب و متحدانش می‌داند، حفظ روابط با طالبان به واشنگتن کمک می‌کند تا تحرکات چین، روسیه و ایران را در منطقه زیر نظر داشته باشد و از خلای قدرت برای پیش‌برد اهداف راهبردی خود استفاده کند. با نگرش به پیشرفت‌های منطقه‌ای و اهمیت تعامل با ایالات متحده امریکا، این سوال مطرح می‌شود که طالبان موازنه سیاست خارجی خود را بر کدام جدول معادلات قدرت به پیش می‌برند؟

تحول روابط روسیه و طالبان

روابط طالبان و روسیه در سه دهه گذشته فرازونشیب‌های زیادی را تجربه کرده است. هرچند روسیه در دهه ۹۰ میلادی از مخالفان سرسخت طالبان بود و از ایتلاف شمال حمایت می‌کرد؛ اما در سال‌های اخیر رویکردی عمل‌گرایانه در قبال طالبان اتخاذ کرده است. با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، تهدیدهای جدیدی پدیدار شد که امنیت روسیه و کشورهای پیرامون آن را به مخاطره می‌انداخت. این موضوع باعث شد که مسکو طالبان را نه صرفاً یک گروه ایدیولوژیک، بلکه گروهی ببیند که می‌تواند امنیت مرزهای افغانستان با کشورهای آسیای مرکزی را تامین کند.

از سوی دیگر، طالبان نیز برای کاهش انزوای بین‌المللی و کسب مشروعیت، تلاش کرده‌اند روابط خود را با کشورهای منطقه، از جمله روسیه، گسترش دهند. این نگرش متقابل زمینه را برای همکاری‌های بیش‌تر و تعاملات گسترده‌تر میان دو طرف فراهم کرده است. آخرین سفر محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، به مسکو و حضور وی در یک نشست بین‌المللی با حضور نماینده‌گان کشورهای مختلف، از روابط و اعتمادسازی عمیق‌تر میان دو طرف حکایت می‌کند. این در حالی است که وزارت خارجه فدراتیف روسیه اعلام کرده بود نخستین مجمع بین‌المللی امنیتی به میزبانی شورای امنیت روسیه از ۲۶ تا ۲۹ می ۲۰۲۶ در دو مکان مختلف و همزمان با چهاردهمین نشست بین‌المللی مقامات بلندپایه امنیتی در مسکو برگزار می‌شود.

همزمان با این‌که رژیم طالبان با کشورهای آسیای مرکزی، به‌ویژه اوزبیکستان، ترکمنستان و قزاقستان، ارتباط نزدیک برقرار کرده است، زمینه‌های سرمایه‌گذاری برای بهره‌برداری از پروژه‌های اقتصادی منطقه‌ای در افغانستان نیز سرعت گرفته است. اعلام حمایت روسیه از پروژه تاپی و ترانس‌افغان، همچنان حضور طالبان را در تعاملات اقتصادی و غیراقتصادی با منطقه و فرامنطقه ارتقا می‌دهد. چین نیز از جمله بازیگران منطقه‌ای است که تلاش می‌کند در رقابت شکل‌گرفته در بازار افغانستان از سایر رقبا عقب نماند.

با توجه به دکترین راهبردی روسیه، زمینه همکاری‌های اقتصادی رژیم طالبان با روسیه در افغانستان نسبت به دیگر کشورهای منطقه مساعدتر بوده است. در حالی که پروژه تاپی در افغانستان با همکاری ترکمنستان مراحل لوله‌گذاری خود را آغاز کرده است، روسیه و قزاقستان نیز ارتباطات اقتصادی خود را با افغانستان ارتقا داده‌اند. با وجود نگرانی اوزبیکستان از ناحیه احداث کانال قوش‌تپه، این کشور در پرتو معادلات منطقه‌ای مانع اقدام طالبان در احداث این کانال نشده است. به نظر می‌رسد که رژیم طالبان، به‌ویژه در معادلات اقتصادی با همسایه‌گان شمالی، موفق‌تر عمل کرده است.

سوال این‌جاست که چرا روسیه می‌خواهد با طالبان همکاری امنیتی داشته باشد؟

اول: جمهوری‌های آسیای مرکزی که سه کشور آن با افغانستان مرز مشترک دارند، در حریم منافع امنیتی روسیه به حساب می‌آیند. از این‌رو، افغانستان از لحاظ امنیتی همواره در محور توجه روسیه قرار داشته است. زیرا هرگونه بی‌ثباتی و ناامنی در افغانستان، کشورهای همسایه آسیای مرکزی را نیز متاثر می‌سازد و این امر می‌تواند امنیت روسیه را با تهدید مواجه کند. بنابراین، روسیه از طریق همکاری‌های امنیتی با طالبان می‌خواهد از عدم گسترش ناامنی در مرزهای کشورهای آسیای مرکزی اطمینان حاصل کند و طالبان را در قالب قراردادهای امنیتی به خود وابسته سازد.

دوم: شاخه خراسان داعش از جمله گروه‌هایی است که روسیه آن را تهدیدی برای منافع امنیتی خود در مرزهای کشورهای آسیای مرکزی می‌داند. از این‌رو، مقابله با داعش از اولویت‌های اصلی در دکترین امنیتی روسیه محسوب می‌شود و مسکو مهار داعش را از رهگذر همکاری امنیتی با طالبان موثر بررسی می‌کند.

سوم: تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی روسیه در منطقه. با خروج نیروهای امریکایی و ناتو، زمینه برای گسترش نفوذ روسیه در افغانستان و پیرامون آن فراهم شده است. روسیه می‌خواهد از فرصت به‌وجودآمده برای تقویت نفوذ خود در منطقه استفاده کند.

اما طالبان نیز به داشتن روابط با قدرت‌های منطقه‌ای و روسیه نیاز دارند. با به قدرت رسیدن دوباره طالبان، به استثنای روسیه، هیچ کشوری رژیم طالبان را به رسمیت نشناخته است. با این حال، طالبان در انزوای بین‌المللی به سر می‌برند و برای بقای رژیم خود ناگزیرند با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی روابط برقرار کنند تا میزان انزوای خود را کاهش دهند. همچنان طالبان با پیش گرفتن رویکردی متوازن در سیاست خارجی خویش، نمی‌خواهند روابط خود را به چند کشور محدود سازند. تامین روابط با روسیه در کنار چین، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، به طالبان این امکان را می‌دهد که فشارهای سیاسی و اقتصادی امریکا و غرب را کاهش دهند.

تأثیر همکاری امنیتی طالبان و روسیه بر روابط طالبان با امریکا

هرچند نزدیک شدن طالبان به روسیه می‌تواند میزان بی‌اعتمادی میان طالبان و امریکا را افزایش دهد. امریکا بر این باور است که تقویت روابط امنیتی میان روسیه و طالبان ممکن است نفوذ آن کشور را در مناسبات افغانستان و منطقه کاهش دهد. با این حال، این بی‌اعتمادی لزوماً به قطع روابط میان طالبان و امریکا منجر نخواهد شد. زیرا امریکا و طالبان همچنان در موضوعاتی مانند مبارزه مشترک با تروریسم، مسایل بشردوستانه، کمک‌های بین‌المللی و ثبات نسبی در افغانستان منافع مشترکی دارند. از این‌رو، احتمال ادامه تعاملات محدود و موردی میان طالبان و امریکا همچنان وجود خواهد داشت. در کنار این، طالبان نیز ممکن است از روابط خود با روسیه و سایر بازیگران منطقه‌ای به‌عنوان ابزار فشار برای چانه‌زنی در برابر امریکا استفاده کنند و از رقابت قدرت‌های بزرگ برای کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی سود ببرند.

از سوی دیگر، کشورهای آسیای مرکزی برای مهار تهدیداتی که از جانب افغانستان متوجه امنیت آنان می‌شود، به هر نوع همکاری با طالبان چراغ سبز نشان داده‌اند تا از گسترش ناامنی به کشورهای‌شان جلوگیری شود. چین نیز از ثبات در افغانستان و مهار گروه‌های افراطی از سوی طالبان حمایت می‌کند و روابط روسیه با طالبان را در قالب منافع امنیتی منطقه‌ای زیر نظر خواهد داشت. ایران و پاکستان نیز این روند را با دقت دنبال می‌کنند؛ زیرا هر نوع تحول در افغانستان بر منافع امنیتی و سیاسی آنان تاثیر خواهد گذاشت.

در نهایت، نزدیکی طالبان و روسیه را می‌توان بخشی از روند بازتعریف موازنه قدرت در افغانستان پس از خروج امریکا عنوان کرد. این همکاری در چارچوب محاسبات امنیتی و منافع ژئوپلیتیکی شکل گرفته است. روسیه می‌خواهد نفوذ منطقه‌ای خود را گسترش دهد و طالبان نیز سعی می‌کنند با تنوع‌بخشی به روابط خارجی، فشار ناشی از انزوای سیاسی خود را کاهش دهند. همچنان، این همکاری می‌تواند باعث افزایش حساسیت امریکا نسبت به افغانستان شود؛ اما در درازمدت، سرنوشت روابط طالبان با امریکا بیش از هر عامل دیگری به توانایی طالبان در مدیریت تهدیدات امنیتی، کسب مشروعیت بین‌المللی و حفظ توازن در روابط با قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای منوط خواهد بود. افغانستان همچنان محلی برای رقابت‌ها و تعاملات قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی باقی خواهد ماند و روابط روسیه با طالبان یکی از عوامل تعیین‌کننده در شکل‌دهی این معادله خواهد بود.